طراحی دیزاین داخلی و نما وطراحی بیلبورد وبروشور وچاپ تیشرت


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان


فرشید مثقالی
«فرشید مثقالی»، نقاش، گرافیست و فیلمساز
▪ متولد ۱۳۲۲ اصفهان
▪ فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران ۱۳۵۰
▪ تصویرگر و تنظیم كننده صفحات مجله «نگین» 
▪ تصویرگری چند كتاب برای كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان 
▪ تأسیس آتلیه «چهل و دو» با مرتضی ممیز و علی اصغر معصومی 
▪بنیانگذار بخش فیلم های انیمیشن كانون به همراه آراپیك باغداساریان 
▪ برنده جایزه اول بی ینال «بولونیا» برای تصاویر كتاب «ماهی سیاه كوچولو» ۱۳۴۸
▪ برنده جایزه «هانس كریستین اندرسون» (نوبل ادبیات كودكان و نوجوانان) برای مجموعه آثار تصویرگری كودكان ۱۳۵۳
▪ برنده جایزه «سیب طلا» بی ینال براتیسلاوا ۱۳۵۱
▪ برنده جوایز متعدد جهانی برای تصویرگری، انیمیشن و گرافیك
▪ عضو هیأت داوران چند بی ینال و جشنواره جهانی
▪ ساخت فیلم های كارتونی «سوءتفاهم»، «آقای هیولا»، «شهر خاكستری»، «دوباره نگاه كن» 
▪ تصویرگری كتاب های «عمو نوروز»، «جمشید شاه»، «شهر ماران»، «مارمولك اتاق من»، «آرش كمانگیر» و...
چهار دهه پیش بود - انگار - و كسی هم باور نمی كرد - شاید - كه یك سری تصاویر ساده و سیال از چند ماهی سیاه گرفتار در یك بركه دور از دریا، جوان گمنامی را همزمان برنده دو جایزه مهم تصویرگری دنیا بكند و برای او، جایگاه بالا و والایی به همراه بیاورد.
فكر نمی كنم اینجا فقط قصه تلخ و تاریك و به ظاهر كودكانه «ماهی سیاه كوچولو» به مذاق داوران آن دو جشنواره خوش آمده باشد و حتماً جایزه را به آن خطوط ساده فیگورها و پس زمینه اكسپرسیو نقاشی ها داده اند كه از درك و دریافت پیشرو «فرشید مثقالی» می آمد. ارزش مضاعف این دو جایزه را، كه بعدها تصویرگران بسیاری برای به دست آوردن آن به جد و جهد كوشیدند، تنها كسانی می دانند كه هم به «سطح معیار» تصویرگری كتاب كودك در آن دوره و در سراسر دنیا اشراف داشته باشند و هم به خالی بودن این عرصه مهم در ایران و هم به رقبایی كه كتاب پشت سر گذاشته بود. 
همین دو جایزه هم انگار سپس پایه و مایه ای برای یك عمر كار و كوشش حرفه ای و هنری مثقالی می شود و او را به شكلی بنیادی با دنیای تصویر و تصویرگری و آنگاه انیمیشن و گرافیك پیوند می زند و اجازه می دهد او موفقیت خود را در عرصه های دیگری ببیند و بیازماید.
یكی از ویژگی های بنیادی و بكر در اغلب آفرینه های مثقالی، استفاده و كنش آزاد در برابر توان فرهنگ غنی ایرانی است. به طوری كه او بیشتر این فرهنگ و آرایه های آن را به عنوان دستمایه آثار خود برگزیده و در برگردان امروزی آن نیز تا حدود زیادی موفق بوده است.
مثقالی چنانچه در بیوگرافی شخصی خود نیز آورده است، نقاشی را در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و در حضور كسانی چون «علی محمد حیدریان»، «محمود جوادی پور» و «جواد حمیدی» آغاز می كند و از همین رهگذر توشه ای برای همیشه و همواره هنرش برمی دارد. آغاز كار حرفه ای او اما به همكاری با مجله «نگین» و در سال های ۴-۱۳۴۳ برمی گردد. مجله ای كه هنرمند تصویرگری و تنظیم صفحات آن را به عهده می گیرد.
كار در مجله نگین با چند سال فاصله مقدمه ای می شود برای همكاری مثقالی با كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان، كه مهمترین منبع تولید ایده و فكر برای گروه های سنی پائین به حساب می آمد. تصویرگری چند كتاب كودك، كه «عمو نوروز» نخستین آنها به شمار می رفت، حاصل این دوره از همكاری هنرمند با كانون بود. دوره ای دو سه ساله كه تصویرگری «ماهی سیاه كوچولو» هم در آن جای می گیرد و جایزه اول بی ینال «بولونیا»ی ایتالیا را در سال ۱۳۴۸ نصیب او می كند. جایزه ای كه در همان سال با افتخار بی ینال «براتیسلاوا» چكسلواكی و برای همان كتاب همراه می شود.
فعالیت با كانون كه بلافاصله مزیت های خود را نشان داده و به درخشش یكجا و یكباره نقاشی در سطحی جهانی انجامیده است، باعث می شود مثقالی در سال ۱۳۴۹ به كانون بپیوندد تا به همراه «آراپیك باغداساریان» بخش فیلم های كارتونی این نهاد خلاق را بنیان بگذارند. فیلم های «آقای هیولا» و «سوءتفاهم» ساخته های نخست تصویرگر جوان به شمار می آیند كه باز هم به درخشش او می انجامند و در فستیوال فیلم های كودك تهران جایزه مخصوص و دیپلم افتخار را به دنبال می آورند.
از این مقطع به بعد زندگی هنری و حرفه ای مثقالی چند شاخه می شود و این شاخه ها چنان به هم می پیچند كه تفكیك و تمایزشان، مگر به عنوان، چندان ساده نیست. خویشاوندی آثار هنرمند نیز از همین زاویه است كه آغاز و اثبات می شود. این شاخه به شاخه شدن و از شاخی به شاخ دیگر پریدن را خیلی از هنرمندان معاصر ما آزموده اند و موفق به هم سو كردن آفریده های متنوع خود نشده اند.
مثقالی این شانس را داشته كه شاخه هایی هم نهاد و هم ریشه پیدا كند و در محدوده كوچك یا بزرگ هنر خود از آنها درختی تنومند بسازد. درخت او البته مثل همه درخت های واقعی میوه های متفاوتی داده است كه میان آنها طیفی از میوه های رسیده و نارس و حتی به شكوفه نشسته می توان دید و یافت.
و اما مثقالی كه حالا (۱۳۴۹) ذوق خود را در سینمای انیمیشن نیز آزموده و به موفقیت هایی نیز دست یافته است، ضمن تولید فیلم های دیگر به طراحی پوستر برای فیلم های كانون و فستیوال فیلم كودك كانون می پردازد.
«پسر و ساز و پرنده»، «شهر خاكستری»، «دوباره نگاه كن»، «كرم خیلی خیلی خوب»، «بهتر، بیشتر»، «یك قطره خون، یك قطره نفت» و سری فیلم های «آیا می دانید چطور؟» عنوان ساخته های سینمایی این هنرمند اواخر دهه پنجاه و در كانون به حساب می آید. در همین فاصله و بین ساخت انیمیشن و طراحی پوستر، او همچنان به ایلوستراسیون (تصویری) كتاب های كودك ادامه می دهد و در سال ۱۳۵۰ جایزه افتخار بی ینال كتاب «بولونیا» (ایتالیا) را برای تصویرگری كتاب «قهرمان»، در سال ۱۳۵۱ جایزه «سیب طلا» بی ینال «براتیسلاوا» (چكسلواكی) را برای تصویرگری كتاب «آرش كمانگیر» و بالاخره جایزه «هانس كریستین اندرسون» (نوبل ادبیات كودكان و نوجوانان) را در سال ۱۳۵۳ برای مجموعه آثار تصویرگری كودكانش دریافت می كند. این جایزه اخیر را كه هنوز هیچ كس از خیل تصویرگران ایرانی كتاب های كودك و نوجوان حتی بدان نیندیشیده و مثقالی را در دنیای تصویرگری كتاب كودك دنیا تثبیت كرد، هنرمند طی مراسمی در شهر «ریودوژانیرو» برزیل می گیرد.
و اما اگر بخواهیم باز به فعالیت های هنری مثقالی بپردازیم، باید به سرپرستی قسمت گرافیك كانون و تأسیس آتلیه گرافیك «چهل و دو» با همكاری «مرتضی ممیز» و «علی اصغر معصومی» در سال ۱۳۴۸ نیز اشاره ای داشته باشیم. به این ها همچنین می توان جوایزی را افزود كه هنرمند از جشنواره های مختلف كتاب، فیلم و طراحی گرافیك در یافت می كند.
جایزه مخصوص فستیوال فیلم «ونیز» ایتالیا برای فیلم «پسر و ساز و پرنده» (۱۳۵۲)، جایزه مخصوص فستیوال فیلم «مسكو» برای فیلم «دوباره نگاه كن» (۱۳۵۴)، جایزه بزرگ فستیوال فیلم كودك «جیفونی» ایتالیا برای فیلم «دوباره نگاه كن» (۱۳۵۴)، جایزه مخصوص نمایشگاه كتاب «لایپزیك» برای كتاب «مارمولك اتاق من» (۱۳۵۴)، سومین جایزه بی ینال پوستر «ورشو» لهستان (۱۳۵۶) و جایزه «نوا» از ژاپن برای كتاب «من و خارپشت و عروسكم» (۱۳۶۴) مجموع جوایزی به شمار می روند كه او در سال های قبل و بعد از انقلاب با آفرینه های همگون و همخونش نصیب خود می كند.
علاوه براین، مثقالی داور چندین جشنواره داخلی و خارجی نیز بوده است، كه از میان آنها نیز می توان به داوری در بی ینال های تصویر گری «براتیسلاوا» و «بولونیا»، فستیوال فیلم كودك تهران و فستیوال فیلم انیمیشن «انسی» فرانسه اشاره كرد.
مثقالی مدتی نیز در پاریس مشغول نقاشی و مجسمه سازی می شود. مجسمه ها و نقاشی هایی كه البته بیش تر از جنس ولحن تصویر های ساده و رؤیایی او به حساب می آیند و علاوه بر تنوع رنگ از مواد اولیه نامرسومی چون چسب و چوب و كاغذ تشكیل می شوند. نمونه ای از مجسمه های مثقالی را می شد چند سال پیش آویزان از سقف موزه هنرهای معاصر تهران دید. اثری كه او در نمایشگاه «باغ ایرانی» و در كنار مجسمه جنبای «الكساندر كالدر» و بالای حوض روغن هنرمند ژاپنی شركت داده بود.
از مجسمه های او كه در همان سال های اقامت در پاریس درگالری «سامی كینكز» به نمایش درمی آمد، میان كتاب «مجسمه های كاغذی» هنرمند نیز می توان سراغی گرفت و دید. كتابی كه با قطع كوچك خود خیلی جدی نمی نماید، اما تداعی همان كتاب های كودك را می كند كه او تصویر گری كرده است. یك بخش دیگر از زندگی حرفه ای مثقالی را باید در آمریكا پی گرفت. بخشی كه با اقامت او در كالیفرنیا و در سال ۱۳۶۵ آغاز می شود و با راه اندازی یك استودیوی شخصی گرافیك به نام «دسك تاپ استودیو» ادامه می یابد. اقامت در كالیفرنیا و انجام كارهای گرافیكی هم بالاخره در سال ۱۳۷۳ به اقامت در شهر سانفرانسیسكو و تولید آثار مالتی مدیا و طراحی و ساخت فضاهای ویرچوال رئالیستی برای اینترنت منجر می شود.
از كارهای این دوره ۱۱ ساله مثقالی متأسفانه و انگار هنوز چیزی در ایران و در سال های بعد از بازگشت اش منتشر نشده كه در معرض دید و داوری قرار بگیرد و كتابی هم كه به منتخب آثار گرافیكی و تصویرگری او می پردازد، در واقع بیشتر مروری بر فعالیت های حرفه ای پیش از انقلاب و نمونه های پراكنده ای از آفرینه های بعد از انقلاب وی دارد.
فرشید مثقالی دهه اخیر را در ایران گذرانده است و مگر در چند نمایشگاه و چند داوری و... خیلی خود را بروز نداده است. حضور سنگین و سكوت ثقیل او كه اصلاً و انگار ربطی به آن آدم پرهیاهوی چند دهه قبل ندارد، حالا و همچنان ما را به گذشته های هنرمند و آثار درخشان او پیوند می زند. آثاری كه به قول مرتضی ممیز - دوست دیرین مثقالی - راه خود را چندان راحت باز نكرده اند و اگر تأیید جشنواره های جهانی نبود، همچنان با مخالفت های زیادی مواجه می شدند.
این جاگیری سخت و این جریان ناهموار برای هنر ماندگار مثقالی را برای مثال می توان در مراجعه به تصویرگری او از شعرهای «نیما یوشیج» یا كتاب هایی چون «می تراود مهتاب» و «آفرینش ایرانی» كه در دهه پنجاه به طور مشخص دید و دریافت كرد. آثاری كه از كلاژ همزمان ذهنیت های كودكانه و بزرگسالانه به وجود آمده اند و به طور ضمنی جدال هنرمند با دنیای اطراف را نیز نشان می دهند. این جدال كه بیشتر با سكوت و از سكوت آغاز و دامنه های آن تا شعر سپید و گاه نیمایی نیز كشیده می شود، در بازخورد كودكانه اش انقلابی تصویری و تجسمی است و در تأویل و تحویل به دنیای آدم بزرگ های این سرزمین بسیار خشك و خشن و بی روح به حساب می آید. اینجاست كه همین آفرینه ها راه خود را به سرزمین های دیگری می گشایند و در متن بهتر و بزرگتری به سنجش در می آیند و جواب می گیرند.
«ماهی سیاه كوچولو» كه حالا نسل های بسیاری آن را دیده و خوانده اند و در تعیین و تكوین مسیر فكری و هنری مثقالی تأثیر به سزایی داشته و گذاشته است، در بازگشت به سال های آفرینش اش و در بازگشت به هنر تصویرگری و گرافیك همان سال ها، به گونه ای حدیث نفس هنرمند نیز می نماید و این بس بعید و عجیب نیست كه او باید در میان داشته ها و نداشته های این دو هنر راه دیگری می یافت كه با وجود محدوده مشخص و مستقل خلاقیت و ابداع در آن، حالا پیروان بسیاری دارد. مثقالی با همان خطوط ساده و سیاه و سیال و در همان سال ها ثابت كرد كه آن بركه جای زندگی نیست و باید به دریا اندیشید.



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان

گرافیک از آن دست هنر هایی است که در کشور ما کمتر شناخته شده و محدود کار هایی هم که در این زمینه صورت گرفته نتوانسته است به شناخت بیشتر این هنر کمک کند. در ابتدا باید گفت که دو نوع گرافیک وجود دارد گرافیک کامپیوتری و گرافیک دستی یا همان هنری. 
گرافیک مجموعه ای از رنگها، طرحها، شکلها و تصاویری می باشد که یک هدف را دنبال می کند و همچنان معنا دهنده هر موضوع، پیوند دهنده هر موضوع و جان بخشیدن به هر موضوع می باشد. 
بصورت واضح تر می توان گفت که گرافیک احساسات و عواطف درونی یک نقاش است که از طریق قلم مو و رنگ آنرا بیان می کند و در نتیجه امکان دارد که پیام روشن و واضحی برای همه افراد نداشته باشد و امکان دارد برای بعضی واضح و برای بعضی بی معنی و بی مفهوم باشد یعنی یک نقاش عواطفش را بیان می کند و کاری به این ندارد که مخاطبش منظورش را درک می کند یا خیر. به همین دلیل از یک تابلوی نقاشی؛ افراد مختلف برداشت های متفاوتی دارند. 
اما یک گرافیست موظف است پیام خود را به گونه ای بیان کند که حتما مخاطبش منظورش را دریافت کند اما اینکه آیا مورد پسند مخاطب قرار می گیرد یا خیر بستگی به سلیقه شخص دارد که سلیقه ها متفاوت است هنر گرافیک چون تکثیر می شود و به دسترس طیف های مختلفی از مردم قرار می گیرد و متعلق به همه می شود، مثل نقاشی شخصی نیست و هیچ وقت به عنوان تابلو در یک قاب و تنها از یک شخص نیست. 
گرافیک از سلسه هنرهای تجسمی است که صد البته برای کسانی که آن را با نقاشی اشتباه میگیرند (چون شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وقتی به کسی میگویید رشته ام گرافیک است می گوید پس چهره مرا نقاشی کن!!) باید بگویـم گـرافیک در اصل ایده و ترکیب بندی است که اکثر اوقات بین نوشته و تـصویر اتفاق می افتد و نقاشی بیشـتر تقلید طبیعت است که ایده های گرافیست ها می تواند بوسیله دسـت مثال یک نقاش اجرا شود که خیلی از هنرمندان شـاید برای اجرای بهتر و شـاید به خاطر کسری وقت طراحی نهایی رابه شخص دیگری میسپارند و در گروه دوم می توان به گرافیست ها و صفحه آرا ها اشاره کرد و گاهی هم ایده های شان توسط کامپیوتر و برنامه های پیشرفته اجرا می گردد که مطمئنا کار با دست از ارزش بالاتری بر خورداراست یک نقاش ایتالیایی می گوید: 
گرافیک کار مشکلی است چون با یک نقطه و یا یک خط باید به اندازه یک کتاب سخن گفت و البته همه ی راز زیبایی گرافیک نیز در همین نکته نهفته است. 
گرافیک در دو مفهوم سنتی و نوین متمایز میگردد که در مرز بین این دو پدیده چاپ قرار دارد که بحث چاپ یک بحث جدا گانه است که فعلا به آن نمی پردازیم، فعلاً نگاهی مختصر می اندازیم به گرافیک سنتی و نوین.

۱) گرافیک سنتی: 
عنوان قدیم گرافیک یا گرافیک سنتی شامل خطاطی « نقاشی دو بعدی» کنده کاری می باشد که بیشترین نمود آن در آرایش کتابهاست که ازمحصول همکاری نقاش و خوشنویس و تذهیب کار است، هنر گرافیک شامل نمودهای مختلف؛ تصویر سازی خوشنویسی؛ طراحی و نقاشی دوبعدی و کنده کاری از جمله شکلهای هنری است که در زیر بنای گرافیک سنتی طبقه بندی می شود و بدین ترتیب بارزترین نمونه فعالیت گرافیک سنتی نگارش و آرایش کتابهای ادبی که محصول همکاری خوشنویسان؛ طراحان؛ نقاشان و تذهیب کاران و جلد سازان بوده است. 

۲) گرافیک نوین: 
گرافیک نوین علاوه بر کتاب آرایی در عرصه تبلیغات تجاری اعلانات دیواری (پوستر) و مطبوعاتی و نشان ها (مارک) وغیره می باشد و حتی در سینما و تلویزیون هم کاربرد دارد. مثل عنوان بندی (تیتراژ) فیلم و تصاویر متحرک طراحی شده (انیمیشن) هنر گرافیک نوین با معماری و مسائل ارتباط محیطی ( زیبا سازی) وتصویر متحرک طراحی شده نیز تداخل دارد، پس این هنر علاوه بر خط ورنگ به عناصر بصری دیگری چون حجم و نور وحتی حرکت برای انتقال مفاهیم کمک میگیرد. 
هنر گرافیک هنری است که از نظر تأثیر خود، بیشتر بر طراحی تأکید دارد تا بر رنگ. از این نظر تمامی انواع طراحی و شکل های متفاوت حکاکی، هنر گرافیک را تشکیل می دهند. با اینحال هنر گرافیک اساساً به روش های ماشینی یا نیمه ماشینی برای چاپ تصاویر و حروف اطلاق می شود که فعالیت های متعددی را که بیشترین اهمیت هنری و اجتماعی را دارا هستند در بر می گیرد. از میان این فعالیت ها یکی کتاب چاپی است. تنظیم حرف چاپی و صفحه آرایی کتاب از نظر زیبایی شناسی از کارهای گرافیکی محسوب می شود. 
ویژگی بارز هنرهای گرافیک ناشی از کیفیاتی است که هم به تکنیک های تهیه و هم به آثاری که بوجود می آید مربوط می شود؛ از همه اینها اساسی تر، قصد چاپ رونوشت های دقیق با استفاده از تکنیک های ماشینی است. 
در هنرهای گرافیک، این تصویر چاپی است که به محصول حاصل، ارزش هنری می بخشد؛ طرح اولیه شمایی است که برای کمک به روند چاپ تهیه می شود و تکنیک کار نیز یک راه تهیه اثر است هنر گرافیک طیف گسترده ای از فعالیت های مختلف است که کتاب آرایی از عمده ترین آنها محسوب می شود. تعیین شکل و اندازه حروف و همچنین تعیین فواصل بین حروف و سطرها، رابطه متناسب بین متن چاپی و حاشیه، و تنظیم تصویر در صفحه از مسایلی است که در کتاب آرایی مورد نظر قرار می گیرد. 
این مسایل بستگی به قطع کتاب دارد که خود تابع ملاحظاتی چون وزن و سهولت حمل و نقل کتاب و سهولت خواندن و تأثیر بیشتر مطالب آن بر خواننده است. 
البته جنبه های زیبایی شناسی نیز در این میان نقش مهمی دارد. در واقع یک کتاب به خاطر زیبایی حروف چاپی، صحافی و تصاویر آن می تواند دارای ارزش هنری باشد. 
هنرهای گرافیک به عنوان رسانه های جمعی بسیار گسترش یافته و روش های تهیه آن ها متنوع شده است؛ از همه مهم تر نو آوری هایی است که در پاسخ به نیازهای هنر زمان ایجاد شده اند. از جمله این نوآوری باید از فنون چاپ کوچک برای تهیه پول و فنون چاپ بزرگ برای تهیه اعلانات (پوستر) نام برد. 
پدیده جالب توجه در تبلیغات های عمومی، تبدیل حروف نوشتنی به علائم (سمبل ها) و نشانه های گرافیکی است که به مقدار وسیع برای نشان دادن موضوعات و کالاها بکار می روند کاربرد رنگ در طراحی گرافیک طراحان گرافیک از رنگ برای ایجاد تمایز بین محصولات، کمک به انتقال اطلاعات و از طریق کاربرد تداعی های نمادین به مثابه ابزار اقناع، استفاده می کنند. 
اما متأسفانه امروزه واژه گرافیک برای مردم ما نا آشنا و تهی از معنی و مفهوم است، در عصر ما قلمرو گرافیک نه تنها به طور کامل گسترده نشده بلکه هنوز با واژه گرافیک آشنا نشده اند، و در مورد اینکه بعضی ها خود را به عنوان گرافیست معرفی می کنند؛ بسراحت می توان گفت که در کشور ما کسی به عنوان گرافیست، و یا صفحه آراء وجود ندارد و اگر هم تعدادی انگشت شمار وجود دارد آنها هم خارج از چهار دیواری کشور بساط هنر فروشی پهن کردند، این بخاطریست که ارزشی برای هنرگرافیک وجود ندارد، شاید هم چیزی بنام هنر گرافیک نا شناخته باشد که ارزشی برایش قایل شوند. 
امروزه تمام شبکه های تلویزیونی که از طریق ماهواره مشاهده می کنید همگی این شبکه ها از قدرت گرافیک استفاده می کنند و با یکدیگر رقابت تنگا تنگی دارند. 
تمام این دلایل به خاطر این می باشد که یک برنامه بدون وجود گرافیک نمی تواند بیننده را به خود جلب نماید چون در غیر اینصورت بیننده احساس بی حوصلگی و احساس خشک بودن برایش دست می دهد. اما وجود گرافیک در کنار برنامه حتی مثلا دکور صحنه و طراحی های گرافیکی موجود در استودیو باعث زنده شدن روحیه مجری گردیده و کیفیت اجرای آن هم بالا می رود. امروزه شرکتها و موسسات بدون تبلیغ (تلویزیون، رسانه ها، مجلات و ..) تا ۶۰% شکست خواهند خورد، که این تبلیغات همان هنر بزرگ و قدرتمند گرافیک می باشد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1392 توسط گرافیست سعید عابدیان
    

VPN

قالب بلاگفا